تبلیغات
وقتی ماه فکر می کرد... - شعری زیبا از یک دوست خوب
وقتی ماه فکر می کرد...
نوشته شده در تاریخ جمعه 21 خرداد 1389 توسط sadeq | نظرات ()
پیداست غم عشق تو از رنگ نگاهت

سوگند به چشمان تو حاشا شدنی نیست



بی مرحم اعجاز نگاه تو عزیزم


این کهنه ترین زخم ، مداوا شدنی نیست



بعد از تو نبندم ، دل بر کسی آری


عشق دگری در دل من جا شدنی نیست



باور بکن این زندگی اندر منظر من


بی منظر چشم تو ، زیبا شدنی نیست



افسرده ترین است دلم بی تو بهارا


این باغ خزان دیده ، شکوفا شدنی نیست



یخ بسته وجودم ز زمستان جدایی


برف غمت از دشت دلم پا شدنی نیست



گفتم ببرم خاطه عشق تو از یاد


هرچند که کوشیده ام ، اما شدنی نیست



دیریست بدنبال تو می گردم و افسوس


این گمشده انگار ، که پیدا شدنی نیست



از دوست عزیزی که این شعر زیبا را برام توی قسمت نظرات  نوشته بسیار متشکرم ....
کاشکی خودتو معرفی کرده بودی

بازم ممنون





طبقه بندی: مطلب های جالب،